ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

641

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

است كه در اخبارشان آمده . در كنار دول بربر و ذكر صنهاجه و دولت لمتونه از ايشان نيز ياد شده است . چون منسا موسى به قصد حج از بلاد مغرب به راه افتاد و راه صحرا در پيش گرفت و از كنار اهرام بيرون آمد . به الملك الناصر هدايايى گران تقديم كرد . گويند بهاى آن به پنجاه هزار دينار مىرسيد . الملك الناصر او را در قصر بزرگ قرافه فرود آورد و آن قصر به او داد و به ديدار او رفت و با او سخن گفت و صله داد توشهء راه ارزانى داشت و چند سر اسب و ديگر چارپايان تقديم نمود و چند تن از امرا را همراه او كرد كه تا پايان فريضهء حج در خدمت او باشند . او فريضه حج در سال 724 به جاى آورد و بازگرديد . اما در راه حجاز دچار بلاهاى بسيار گرديد كه از همه خلاص يافت . از اين قرار كه راه گم كرد و از كاروان حجاج عرب دور افتاد و تنها با قوم و همراهان خود بود و آن راهها را كس نمىشناخت و هر چه مىرفتند به آب و آبادانى نمىرسيدند . راهى را در پيش گرفته رفتند تا عاقبت از نزديكى سوئس سر در آوردند . در راه اگر به دستشان مىافتاد گوشت مار مىخوردند و اعراب از اطراف بر آنها دستبرد مىزدند تا بالاخره از آن گمگشتگى نجات يافتند . سلطان بار ديگر او را اكرام كرد و عطايى كرامند داد . براى خرج راهش چنان كه مىگويند صد بار طلا آورده بود و در هر بارى سه قنطار طلا بود . همهء اين طلاها به پايان رسيد چنان كه براى خرج خود دينارى نداشت . از اعيان بازرگانان مالى قرض كرد . در صحبت او يكى از بنى الكويك بود . از او پنجاه هزار دينار قرض كرد و قصرى را كه سلطان به او بخشيده بود به او فروخت سراج الدين الكويك وزيرش را با او فرستاد تا آن مال كه قرض گرفته است بپردازد ولى وزير هلاك شد . سراج الدين پسرش را فرستاد او نيز در آنجا بمرد . پسر ديگرش فخر الدين ابو جعفر با اندكى از آن مال نزد پدر بازگشت . در اين احوال منسا موسى پيش از آنكه همهء آن پول بپردازد درگذشت و آنان به چيزى از آن دست نيافتند . پايان . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . اخبار المجاهد پادشاه يمن از فرمانروايى على بن رسول سخن گفتيم . على بن رسول پس از مرگ سرور خود يوسف تسز بن الملك الكامل بن الملك العادل بن ايوب ملقب به الملك المسعود ، به حكومت رسيد . على بن رسول استاد الدار او بود و زمام همهء كارهايش را به دست داشت . چون الملك المسعود يوسف درگذشت على بن رسول پسرش الملك الاشرف موسى را در سال 626 به جاى پدر نشاند و خود كفالت او را بر عهده گرفت . بنى رسول عاقبت بر اين خاندان غلبه يافتند و ملك يمن را در قبضه اقتدار خويش درآوردند و پس از على فرزندانش وارثان دولت او شدند و دولتشان ادامه داشت تا به الملك